Intori.Persianblog.ir

بدون شک پست بعدیم توی Intori.Persianblog.ir خواهد بود.حتی بدون آن 1 عه کذایی بعد از intori.بدون شک خواهیم رفت/

+مشغول نظافت هستیم اونور.

+بلاگ دومم هم که اینجا بگا رفت اونجا به همون آدرس راه اندازی میشه.

00651

ایستگاه مترو قلهک.زندگیِ منُ واسه همیشه به دو قسمت قبل و بعد تقسیم کرد.

00650

قبل از اینکه منو بشناسی برو

00649

کی فرقِ یه مُرده‌ی متحرکُ از زنده تشخیص میده؟ جز اون فرد؟

00648

کاش زندگی منم مثِ بلگفا به خاطر آسیب دیدگی بیش از حد برمیگشت به نسخه یکسال پیشش

00647

||

"بین پست بالایی و پست پایینی حدود یکسال فاصله ست.که به خــاطر اتـــفــــاقی که واســـه بــلــگـــفـــا افـــتـــاد حـــذف شـــده پستاش."

||

00567

تا حالا به خاطر اینکه شریک آینده زندگیتون از زندگی با شما خوشحال خواهد بود,احساس خوشحالی کردید؟؟  یجورایی تــه غرور و از خودگذشتگی انگار بهم میرسه اینجوری...

+من خوشحال بودم امروز.

00566

1-بعضی وقتا تو خودتی.گیجی.یعنی گیج‌ت کرده.دائم توو تناقضی...اه مادرسگ...صدات در نمیاد.حوصله نداری...درس نمیخونی.روزا میگذرن اما تو نمیفهمی واست هر روز یه عنی مثل دیروز و امروزتِ...یه حس سردیِ...یه چیزی شبیه عصر 31 شهریور.دائم چایی میخوری...همه اینا تقصیر توعه...

2-ساکتی.خون تو رگات نیست هوای سرد فوت کردن توش انگار.از آدما متنفری.آرامش نداری...سیگار میکشی...خیلی سیگار میکشی.یه جوری کام میگیری که انگار آخرین سیگار زندگی‌تِ...اینا کار توعه...

3-مثِ هرشب خوابیدن زیر دیوار کجی که هیچوقت نمیریزه...گوشیتُ مدام گم میکنی.همیشه سایلنتِ وقتی که گمش میکنی..پلک که میزنی دلت نمیخواد برشون داری انگار چند ساله که نخوابیدی...ساکتی.دیوونه‌وار ساکتی.الکل الکل الکل...تلخه اما دیگه نمیفهمی..انگار مردی.انگار خیلی ساله که مردی و اهدا شدی..انگار هر تیکه‌ت یه گوشه‌ست..هر تیکه‌ت دست یکیه...با تو ام حیوون

4-مثِ اینکه فراموش کنی فراموش شدی.مث دیوونه‌ها...فقط میخوای یه جا بشینی و هیچکاری نکنی.میخوای ادامه ندی.رژیم‌تُ ول میکنی.برنامه درسی‌پاره میکنی.زیاد غذا میخوری.کم میخوابی.مزه دهنت تلخه.هیچکیُ نمیخوای که باهات باشه حتی سایه‌ت.سر درد...

5-دیوارا تنه میزنن بهت آدما جاخالی میدن..دستتُ زیاد میبری.پات دائم گیر میکنه به اینور اونور.وقتی داری از پله ها پایین میای چشات تار میبینه.به خودت زور میگی.جدیدا خواب که میبینی شک داری که شاید زندگی اصلی توو خواب باشه.خوابات بیشتر حقیقت دارن آخه.

6-دستگاه پمپاژ خونت نامنظم میزنه.جلو آینه یکی دیگهُ ببینی.تصویرارو کج و کوله میبینی.ساکتی.سیگار میکشی.خیلی سیگار میکشی...خیلی خیلی....اه مادر سگ.

00565

سرد شدم...سردتر از اونور بالشم. . .

00564

تا حالا تو یه روز خیلی خیلی سردِ زمستونی که خیلی خیلی سردتون بوده و خیلی خیلی احتیاج به دستشویی داشتید رفتید دستشویی؟ اون بخار داغی که از شاشتون بلند شده عُ دیدید؟ هیچ راجع به‌ش فکر کردید؟ خرد شدید تو این قضیه تا حالا؟ یا فقط استنشاق کردین‌ش؟