00520

فردا x ِ معادله ـست,منم تو فکر تجدیدم!

00519

چند وقته به این نتیجه رسیدم که ما آدما ریـدیـم.ینی بشر کلا باید جمع کنه بساطشُ.هر گلی قرار بوده بزنه به سر خودش و خداش زده تا حالا.الان دیگه واقعا داره به عن کشیده میشه فلسفه ـش.مشکل آزادی دادن بی حد و حصر و کثافت کاری های بوجود اومده بعدش و مشکل جوامع دینی و عقده و سرکوب همه بلند پروازی های مردمش.حقوق زن و مرد و تلاش هر کدوم واسه سنگین کردن کفی ترازو خودشون.دین و کتابای الهی و بحثای بی انتهای مخالف و موافقاش..اینا هر کدوم یه کتاب شرح دارن که خودتون باید بهش برسید.ولی واقعا باید منقرض بشیم یه گونه جدید بیاد.ما تموم شدیم حالا هرچی هم که ربات و ابرکامپـیـوتر بسازیم.

00518

همتون اون بازی های 2بعدی دوران بچگیُ یادتونه.همونایی که باید قهرمان داستانُ از موانع و مسیرای پر پیچ و خم عبور میدادید و آخرش زنشُ نجات میدادید.و بعضی از مراحل یادتونه که باید از یه دره هایی عبور میکردید که تا می پریدید رو سکو عه بعد از چند لحظه اگه مکث میکردید و خودتونُ به سکو بعد نمیرسوندید اون سقوط میکرد و Game Over میشدید...

بعضی جاها تو زندگی میفهمید که "باختید".یعنی پریدید رو سکو اول,و این یعنی یه قدم جلوتر...

اما بازنده نمونید.تو بازندگی مکث نکنید.اگه به سکو بعد نرسونید خودتونُ زیر پاتون خیلی زودتر از اون چیزی که فکرشُ کنید سقوط میکنه و Gameover میشید...

00517

درست وقتی زمانُ از دست میدید که دارید به این فکر میکنید که چقدر تا حالا زمانُ از دست دادید.